شیرین زبون مامان
سلام سلام
دلمون برای همه خیلی خیلی تنگ شده بود .
بزارین یکمی براتون از رامیلا خوشگلم بگم که چقدر شیطون شده بزرگ شده بلا شده دلبر شده و خیلی خیلی ناز و خوش زبون شده امروز ظهر با کمک دایی آرش شماره تلفن من رو گرفته و
میگه مامان ساناز سلام : من هم جواب دادم سلام
بعد میگه خسته نباشید : من رو بگیر بیهوش شدم از خنده که اینقدر زبون میریزه
بعد میگه مامان ساناز من دوچرخه می خوام : من هم گفتم چشم عزیز دلم برات می خرم .
البته فکر کنم این تازه اول خواستناش باشه .
تازه خبر ندارید یه چند باری هم که تلفنی با عمه ندا صحبت میکرد از اون درخواست گوشی GALAXY گلکسی کرد که عمه ندا هم بیهوش شد از خنده و متعجب موند که رامیلا ازش این درخواست داره .
فدای اون حرف زدنت برم که اینقدر شمرده و مودب صحبت میکنی .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شیرین زبون مامان 
